سلامبرگشتن و رفتن من نامشخصه ، احتمال قریب به یقین باید گفت دست خداست ! قبلا بود الان که دیگه قطعی شده فکر کنم ! خخخاز بس زلزله اومد و راحت مون نکرد فکر کنم خدا میخاد اون چیزه هست که میگن دل و قلوه و جیگر و.. و کلی اسم مستعار دیگه داره که بی ادبی نشه ؟( چشمک) در بدن ما به منتهای حد نازک شدن خودش برسونه که تا تقی به توقی میخوره فلنگو ببندیمولی عجیب اینکه من هنوز ایستادم و منتظر رفتنم همراه با اشهدی که میخونم ، اتفاقا شاید امیدوار میشم که میرم و راحت میشم ؟ نمیدونم!فعلا که خبری نشده البته اگر از بیش از هشتصد پس لرزه و لرزه زلزله بگذریم که اگر زلزله ما را نکشت نماز واجب خوندن اینا قطعا ما رو میکشه !البته من به خواندن همان یکی که 40 ثانیه روی 6.3 ریشتر با دل وقلوه و جیگر( همون چیز خوبه !) بازی کرد اکتفا نمودم ، خدایا بقیه طلب ما رو بزن حساب بابک زنجانی و اول نفر تا آخر نفر دولت ها و حکومتهای ایران از اول تاریخ تا الان برو یقه اونا رو بگیر ! بی زحمت ! اینقد خوردن و خوابیدن و دزدیدن که باور کن توان خواندن میلیاردها رکعت نماز شکرگزاری و سپاس از لطف بی کرانت را به خودشان دارند ، ما هنوز اندر خم کوچه اولیم !**************زمان چه زود میگذره ... دهه هشتاد رو یادم میاد ... موجودیتی به نام اینترنت و وبلاگ !چه ابهتی داشتتکنولوژی اونقد بود که میتونستی با سرعت 5 کیلو بیت برث
برچسب:
نویسنده: کیان حسنی
تاريخ: يکشنبه
15 بهمن
1396 ساعت: 12:01